عبدالله مرادی بلشتی فعال رسانهای استان کرمانشاه در یادداشتی نوشت: پنجم مرداد برای کرمانشاه فقط یک روز در تقویم نیست. این روز یادآور یکی از مهمترین فصلهای تاریخ معاصر این سرزمین و خاطرهای است که با مقاومت و ایستادگی مردم کرمانشاه در عملیات مرصاد گره خورده است.
اما شاید ارزش واقعی نامگذاری چنین روزی زمانی آشکار شود که آن را نه صرفاً فرصتی برای برگزاری مراسم و سخنرانی، بلکه بهانهای برای اندیشیدن به آینده کرمانشاه بدانیم؛ آیندهای که یکی از مهمترین مسائل آن، چگونگی دیده شدن و روایت شدن این استان در ذهن مردم ایران و جهان است.
ما در کرمانشاه سالهاست درباره ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و طبیعی این سرزمین سخن میگوییم. از بیستون و طاقبستان گرفته تا طبیعت زاگرس، از موسیقی و تنبور تا فرهنگ و آیینهای مردمان این دیار، از بازار و خوراک تا خاطرات تاریخی و نقش مردم کرمانشاه در تحولات معاصر، همه و همه بارها گفته شده و نوشته شده است. با این حال، اگر از یک ایرانی در شهری دور از کرمانشاه بپرسیم که وقتی نام کرمانشاه را میشنود چه تصویری در ذهنش شکل میگیرد، آیا میتوانیم مطمئن باشیم که پاسخ او تصویری کامل، دقیق و متناسب با همه ظرفیتهای این سرزمین خواهد بود؟
به گمان من، پاسخ این پرسش ما را به یک مسئله مهم میرساند؛ مسئلهای که شاید سالها کمتر درباره آن صحبت کردهایم و آن، ضرورت «برندسازی کرمانشاه» است.
البته منظور از برند، آن چیزی نیست که در نگاه نخست ممکن است به ذهن برسد؛ یعنی یک لوگو، یک شعار تبلیغاتی یا یک کمپین چندماهه. برند یک سرزمین بسیار فراتر از اینهاست. برند، تصویری است که از یک شهر یا استان در ذهن دیگران شکل میگیرد؛ تصویری که حاصل سالها مواجهه با اخبار، عکسها، فیلمها، روایتها، تجربههای سفر، شبکههای اجتماعی و حتی گفتوگوهای روزمره است. هر سرزمین، چه برای آن برنامه داشته باشد و چه نداشته باشد، در ذهن دیگران صاحب یک تصویر است. پرسش اساسی این است که آیا ما در ساختن این تصویر سهم و نقش مؤثری داریم یا آن را به حال خود رها کردهایم؟
کرمانشاه امروز از این منظر، وضعیتی قابل تأمل دارد. ما سرزمینی با هویتی بسیار غنی هستیم، اما این هویت هنوز به یک روایت منسجم و معاصر تبدیل نشده است. هرکس بخشی از کرمانشاه را روایت میکند؛ یکی تاریخ را، دیگری طبیعت را، یکی مقاومت را و دیگری فرهنگ و موسیقی را. همه این روایتها درست هستند، اما کمتر اتفاق افتاده که این قطعات در کنار هم قرار بگیرند و تصویری واحد و قدرتمند از کرمانشاه امروز بسازند؛ تصویری که هم گذشته را در خود داشته باشد و هم حال و آینده را.
برند یک شهر و استان فقط محصول تصمیم دولت یا یک سازمان تبلیغاتی نیست، بلکه در تعامل میان رسانهها، نهادها، شهروندان و روایتهایی که از یک سرزمین تولید میشود شکل میگیرد. به بیان دیگر، تصویر یک سرزمین را نمیتوان صرفاً با تبلیغات ساخت؛ این تصویر باید در بطن جامعه تولید، بازتولید و تثبیت شود.
اگر این نگاه را به کرمانشاه تعمیم دهیم، باید بپذیریم که برند کرمانشاه نیز نمیتواند صرفاً پروژه یک اداره، سازمان یا نهاد دولتی باشد. این برند باید در یک فرایند اجتماعی و فرهنگی شکل بگیرد؛ فرایندی که در آن خبرنگار، عکاس، فیلمساز، هنرمند، دانشگاهی، فعال گردشگری، صاحب کسبوکار و البته خود شهروندان کرمانشاهی نقش داشته باشند.
این مسئله برای من، به عنوان کسی که سالها در حوزه روزنامهنگاری و عکاسی خبری فعالیت کردهام، اهمیت دوچندانی دارد. ما عکاسان و خبرنگاران هر روز در حال ثبت و روایت بخشی از واقعیت این سرزمین هستیم. هر عکسی که منتشر میکنیم، هر گزارشی که مینویسیم و هر تصویری که به مخاطب نشان میدهیم، در ساختن تصور او از کرمانشاه سهم دارد. به همین دلیل، فکر میکنم اگر قرار است درباره برندسازی کرمانشاه صحبت کنیم، باید جایگاه «تصویر» را بسیار جدیتر از گذشته ببینیم.
کرمانشاه به یک آرشیو بزرگ و زنده از خودش نیاز دارد؛ آرشیوی که فقط بناهای تاریخی و مناظر گردشگری را ثبت نکند، بلکه زندگی واقعی مردم را نیز به تصویر بکشد. کرمانشاه امروز را باید در چهره مردمش دید، در بازارهایش، در روستاهایش، در دانشگاههایش، در موسیقیاش، در کار و زندگی روزمرهاش و در نسل جوانی که آینده این سرزمین را خواهد ساخت. ما به تصویرهایی نیاز داریم که نشان دهند کرمانشاه فقط یک موزه تاریخی نیست؛ بلکه سرزمینی زنده است که در آن گذشته و حال در کنار یکدیگر زندگی میکنند و آیندهای نیز پیش روی خود دارند.
شاید یکی از مهمترین ضعفهای ما این باشد که هنوز کرمانشاه را بیشتر از دریچه گذشته معرفی میکنیم. بیتردید تاریخ و میراث فرهنگی، یکی از بزرگترین سرمایههای این استان است و نمیتوان و نباید از آن چشم پوشید، اما اگر روایت کرمانشاه تنها به گذشته محدود شود، بخش مهمی از واقعیت امروز آن دیده نخواهد شد. کرمانشاه باید بتواند همزمان از تاریخ خود، ازدگی امروز مردمش و از آیندهای که میخواهد بسازد سخن بگوید.
در این میان، روز ملی کرمانشاه میتواند یک فرصت استثنایی باشد. فرصتی که نباید آن را فقط به یک مراسم سالانه محدود کنیم. پنجم مرداد میتواند به نقطه آغاز یک پروژه بزرگ فرهنگی و رسانهای تبدیل شود؛ پروژهای برای اینکه خود کرمانشاه را از زبان خودش روایت کند.
تصور کنید هر سال در آستانه روز ملی کرمانشاه، یک حرکت فراگیر رسانهای با عنوانی مانند «کرمانشاه را روایت کنیم» آغاز شود. عکاسان، خبرنگاران، مستندسازان، نویسندگان، هنرمندان و شهروندان، هرکدام روایت خود را از این سرزمین ارائه کنند. یک عکاس ممکن است کرمانشاه را از دریچه زندگی یک پیرمرد روستایی روایت کند و دیگری از نگاه یک نوجوان که آیندهاش را در همین شهر جستوجو میکند. یک فیلمساز میتواند داستان یک خانواده را روایت کند و یک خبرنگار از کسبوکاری بنویسد که با وجود همه دشواریها، در کرمانشاه شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است. مجموع این روایتها میتواند تصویری بسیار واقعیتر و انسانیتر از کرمانشاه بسازد؛ تصویری که هیچ کمپین تبلیغاتی به تنهایی قادر به تولید آن نیست.
در چنین رویکردی، روز ملی کرمانشاه دیگر فقط یک مناسبت تقویمی نخواهد بود؛ بلکه به یک پروژه هویتی تبدیل میشود. پروژهای که میتواند هر سال بخشی از تصویر کرمانشاه را ثبت و به مخاطبان داخل و خارج از استان معرفی کند.
شاید حتی لازم باشد در کنار این موضوع، یک آرشیو تصویری و رسانهای جامع برای کرمانشاه ایجاد شود؛ آرشیوی که حاصل کار حرفهای عکاسان و مستندسازان باشد و بتواند در طول سالها، تحولات این سرزمین را ثبت کند. اگر امروز بخواهیم تصویری جامع از کرمانشاه معاصر پیدا کنیم، آیا به یک مجموعه منسجم و حرفهای دسترسی داریم که بتواند این استان را از زوایای مختلف معرفی کند؟ آیا میتوانیم در یک آرشیو، کرمانشاه تاریخی، کرمانشاه فرهنگی، کرمانشاه انسانی و کرمانشاه امروز را در کنار هم ببینیم؟
به نظر میرسد پاسخ به این پرسشها میتواند یکی از نخستین گامهای ما برای ساختن برند کرمانشاه باشد.
در این مسیر، حتی میتوان به یک مفهوم مرکزی برای روایت کرمانشاه فکر کرد. شاید «کرمانشاه؛ سرزمین پیوندها» بتواند یکی از ایدههای قابل تأمل باشد؛ سرزمینی که در آن تاریخ و امروز، فرهنگ و طبیعت، شرق و غرب، میراث و زندگی معاصر، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این البته یک شعار نهایی نیست، بلکه میتواند نقطه آغاز یک گفتوگوی جدی درباره هویت برند کرمانشاه باشد؛ گفتوگویی که باید با مشارکت جامعه، دانشگاه، رسانه، هنرمندان و متخصصان شکل بگیرد.
آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، یک «شورای برند کرمانشاه» به معنای واقعی کلمه است؛ شورایی که نه برای تولید بنر و شعار، بلکه برای هماهنگ کردن روایتهای مختلف از کرمانشاه شکل بگیرد. چنین نهادی اگر قرار است موفق باشد، باید فراتر از ساختارهای اداری و سیاسی عمل کند و از حضور افراد متخصص در حوزههای ارتباطات، رسانه، گردشگری، فرهنگ، هنر و دانشگاه بهره ببرد. برند کرمانشاه زمانی میتواند ماندگار شود که به یک پروژه اجتماعی تبدیل شود، نه اینکه با تغییر مدیران و دولتها دستخوش تغییر شود.
واقعیت این است که کرمانشاه برای دیده شدن، بیش از هر چیز به یک روایت منسجم از خودش نیاز دارد. ما نمیتوانیم منتظر بمانیم تا دیگران درباره ما تصمیم بگیرند که چگونه دیده شویم. اگر خودمان داستان کرمانشاه را روایت نکنیم، دیگران آن را روایت خواهند کرد و طبیعی است که روایت آنها همیشه تمام واقعیت این سرزمین را در بر نخواهد گرفت.
پنجم مرداد میتواند بهترین زمان برای آغاز این گفتوگو باشد. روزی که به جای آنکه فقط درباره گذشته سخن بگوییم، درباره آینده نیز تصمیم بگیریم؛ آیندهای که در آن کرمانشاه نه فقط به عنوان سرزمین تاریخ و خاطره، بلکه به عنوان سرزمینی زنده، خلاق، فرهنگی و برخوردار از سرمایههای انسانی ارزشمند شناخته شود.
شاید امروز لازم باشد یک سؤال ساده اما اساسی از خودمان بپرسیم: اگر یک انسان در تهران، تبریز، مشهد، بغداد یا استانبول نام کرمانشاه را بشنود، دوست داریم نخستین تصویری که در ذهنش شکل میگیرد چه باشد؟
پاسخ به این سؤال، آغاز برندسازی کرمانشاه است.
ما به عنوان روزنامهنگار و عکاس، وظیفه داریم واقعیت را ثبت و روایت کنیم؛ اما شاید امروز لازم باشد یک گام فراتر برویم و درباره مسئولیت خود در ساختن تصویر آینده این سرزمین نیز فکر کنیم. هر عکس، هر گزارش، هر مستند و هر روایت میتواند بخشی از این تصویر باشد.
کرمانشاه سرمایههای بزرگی دارد، اما سرمایه تا زمانی که دیده و شناخته نشود، نمیتواند تمام ظرفیت خود را به فرصت تبدیل کند. برندسازی قرار نیست چیزی به کرمانشاه اضافه کند؛ قرار است آنچه را در این سرزمین وجود دارد، بهتر ببیند، بهتر بشناسد و بهتر به دیگران معرفی کند.
به همین دلیل، شاید بهترین هدیه ما به روز ملی کرمانشاه این باشد که از خودمان بپرسیم چگونه میتوانیم تصویری را که از کرمانشاه در ذهن دیگران ساخته شده، با واقعیت این سرزمین نزدیکتر کنیم.
پنجم مرداد میتواند فقط روزی برای یادآوری یک حماسه تاریخی نباشد؛ میتواند روز آغاز یک حماسه فرهنگی و رسانهای نیز باشد؛ حماسهای برای اینکه کرمانشاه، خودش را آنگونه که هست و آنگونه که شایسته است، روایت کند.
شاید وقت آن رسیده باشد که از «کرمانشاهِ روایتشده توسط دیگران» به سمت «کرمانشاهی که خودش روایتگر خودش است» حرکت کنیم.
و این، به گمان من، یکی از مهمترین کارهایی است که میتوانیم از امروز برای فردای کرمانشاه آغاز کنیم.
انتهای پیام/

نظر شما